X
تبلیغات
سقوط آزاد





















سقوط آزاد

روز نوشت

هزار پرنده در من است
هزار پرنده که هر کدامشان سازی میزنند
ساز هیچ کدامشان با ذهن من کوک نیست
سالیان درازی است که این زندگی ساز نا کوک میزند برای من
که دیگر هیچ چیزی ندارم
تا با ان شاید برای چند روزی هم بشود زندگی کرد
این روزها همه سهم 
من از پرندگانی که در ذهن من ساز میزنند
آواهای نا کوکی است که گوش هر شنونده ای را ازار میدهد
مثل سیگاری که چند روزی است مانده زیر افتاب
راستی چند وقت است افتاب بر شالیزار های شمال نمی تابد
و زن تنهایی که هر روز پرندگان را غذا میداد
پیدایش نیست
هزار پرنده در ذهن من زندانی است ...

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت3:49توسط مریم اکبری | |

 زیباست  وقتی در میان چیزی باشی، که نه شب است ، نه روز  آنگاه بخشی از تو با توست، که نه خوب است ، نه بد همان چیزی که همیشه باید می بودی مثل گم شدن

+نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت7:14توسط مریم اکبری | |

خنده هاي تلخ تر از گريه

1 - مي خندد اما تلخ تلخ. خسته است گويي اما به رخ نمي آورد  تا شايد ديگران بازهم زبان به سرزنش باز نكنند كه چه كرده اي با خودت؟ مگر ديگران كه نشسته اند خانه و "مردشان" پول مي آورد چه كم دارند كه تو سگ دو مي زني دنبال يك لقمه نان. همان وقت ها كه گفتيم دانشگاه نرو..... اين ها تكراري است برايش از آقا جانش كه كارويژه زنان را شستن كهنه بچه و غذا پختن براي شوهر مي داند تا همين دختر خاله جان كه هر از گاهي ماشين و خانه اي را كه همسرجان برايش خريده به رخ مي كشد.

اما او تمام اين سال ها به اين تكراري ها خنديده است و ايستاده تا سهمش را بگيرد از اين دنياي نابرابر.مي گويد: دوست دارم كار كنم. دوست داشتم درس خواندم. دوست دارم با تمام سختي هايش. حتي اگر مجبور باشم كار خانه را هم انجام دهم دندم نرم....

2- اين سرنوشت تنها او نيست. او يكي از هزاران زن شاغل ايراني است كه با اين دشوار زندگي مي سازد. در اين سالها هيچ دستگاه دولتي آمار دقيقي انتشار نداده است اما بر اساس آخرين آمار رسمي انتشار يافته توسط مقام هاي دولتي گواه بر اين است كه از 21 ميليون نفر جمعيت شاغل در كشور، تنها 3 ميليون و 600 هزار نفر آنان زن هستند.

بر اين اساس نرخ اشتغال زنان 6/76 درصد برآورد شده است؛ لکن درصد زنان شاغل به کل جمعيت زنان ده ساله و بيشتر تنها 5/9 درصد است. اين در حاليست که جمعيت فعال مردان 6/65 درصد و نرخ اشتغال آنان 89 درصد می باشد.

6/31 درصد زنان شاغل در بخش کشاورزي، 8/31 درصد در بخش صنعت و 6/36 درصد در بخش خدمات مشغول به کار هستند. همچنین از نظر گروه هاي عمده فعاليت، 24 درصد زنان شاغل در فعاليت هاي آموزشي، 4/23 درصد در فعاليت هاي صنعتي، 4/14 درصد در فعاليت هاي کشاورزي، 8/8 درصد در فعاليت هاي بهداشتي، 5/6 درصد در اداره امور عمومي و بقيه در ساير گروه هاي عمده فعاليت مشغول به کار هستند.

از نظر گروه هاي عمده شغلي نیز به ترتيب 6/29 درصد زنان شاغل درگروه متخصصان، 12/20 درصد در گروه صنعتگران، 6/11 درصد در گروه کشاورزان، 6/8 درصد در گروه کارکنان امور اداري و دفتري، 4/8 درصد در گروه کارکنان خدماتي و فروشندگان، 6/7 درصد در گروه تکنسين ها و بقيه  در ساير گروه هاي عمده شغلي قرار دارند.

7/59 درصد زنان شاغل در بخش خصوصي و 3/37 درصد زنان شاغل در بخش عمومی مشغول به کار هستند. 7/87 درصد زنان شاغل، با سواد و 3/12 درصد زنان شاغل، بي سواد هستند.

6/36درصد زنان شاغل داراي تحصيلات عاليه، 2/22 درصد داراي تحصيلات متوسطه و 1/9 درصد داراي تحصيلات راهنمايي و 7/11 درصد داراي تحصيلات ابتدايي هستند اين در حاليست که 9/12 درصد مردان شاغل داراي تحصيلات عاليه هستند. علاوه بر این 7/57 درصد زنان تابع استخدام کشوري در وزارت آموزش و پرورش و 4/13 درصد در وزارت بهداشت و بقيه در ساير وزارتخانه ها مشغول به کار هستند.

باز هم همين آمار نشان مي دهد كه زنان فرصت كمتري براي دست يابي به مشاغل عالي داشته اند.عليرغم اين كه در سالهاي اخير تعداد زنان راه يافته به مراكز آموزش عالي از مردان پيشي گرفته است اما زنان همچنان براي دست يابي به مشاغل عالي مرتبط با تخصص خود مشكل دارند.آمار هاي دولتي حكايت از آن دارد كه تنها 11 درصد از مناصب عالي مشاغل در اختيار زنان است.

3- او مي خندد با تمام غصه هايش و اميد دارد كه روزي نابرابري نباشد و او نيز به حقش برسد. اگر آرزوي او دست يافتني تر باشد آنهايي كه در ديد نيستند و درس نخوانده و ادعايي هم ندارند اما شده اند بازوي اقتصادي خانواده بايد چه آرزو كنند؟ گذرتان كه به روستاها افتاده باشد آن جا كه هنوز كشاورزي رونق دارد زنان بيشماري را مي بينيد كه سرگرم تامين معاشند بي آن كه حقوقي انتظار داشته باشند و سابقه كاري برايشان منظور شود. بي چشم داشتي هم كار خانه مي كنند و هم كار مزرعه. و يا زناني كه در خانه مي خواهند كمك خرجي باشند براي گذران بهتر اين دشوار زندگي....

او مي خندد با تمام غصه هايش. مي تواند آن ها را پنهان كند اما بي شمارند زناني كه با دستمزد پائيين تر از حداقل حقوق و دستمزد تن به كار اجباري داده اند بي آن كه خود رضايتي داشته باشند و تمام خشونت هاي موجود را به جان خريده اند تا مرحمي باشند بر زخمي كه سرباز كرده است. آن ها نه بيمه اند و نه قراردادي دارند هر گاه كه آقاي كارفرما خوشش نيايد عذرشان را مي خواهد بي آن كه دستشان به جايي برسد.

4- شايد براي همين است كه نتايج يك پژوهش ميداني گواهي مي دهد كه تمام زنان شاغل مورد پرسش داراي سلامت رواني كامل نبوده اند. اگر چه مي خندند و شادند.اگر چه مي جنگند براي زندگي كردن اما زير هجمه اين همه نابرابري گاهي وقت ها ناي خنديدن هم نيست........

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت11:59توسط مریم اکبری | |